میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟ این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !

 

 

...جــ ـادهـ یکــ طَرَفه...

 

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢٩ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


باشد ، پسر ها هوس باز ،دنبال گودی کمر و سایز سینه.....!!!! اما شما دنبال دل و احساس ابدی ، نه ماشین و پول و چهره !!!!! ما دنبال یک شب بیداری تا صبح روی تخت دو نفره ...!!!!! شما سرشار از احساس ، بی یاد آن غریبه در شب های گذشته !!!! ... با ما راه می رفتند و تمام حواسشان به BMW دوستمان بود !!!!! با ما می رقصیدند و فکرشان پیش رقص حرفه ای آن دیگری !!!! آخر داستان هم ، دل نوشته های احساسی برای آنها ، آدم های بد قصه همیشه و همیشه ، پسر ها ... ..........!!!! ما همه خوب نیستیم ، قبول !!!! اما شما هم "همه" خوب نیستید !!! شما فرشتگان بدون بال ، نماینده های روی زمین از بهشت نیستید !!!! تعداد خوب هایتان ، به اندازه ی خوب های جنس مخالف، کم است ! ..........من اگر قوس کمر خواستم ، تو ازم ارث پدر خواستی.......... ---------------- با احترام به تمام فرشته های واقعی روی زمین که کمیابند اما نایاب نیستند

 

میگن سه موقع دعا برآورده میشه:
یکی وقت غروب
یکی زیر بارون
یکیم وقتی دلی میشکنه
من وقت غروب زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه....
..................

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


لطفا اینقدر شعرهایم را نتکان،

می ترسم یک روز رسوایی اش دامنم را بگیرد!!

چرا که خط به خطشان،

فریاد بلند نبودن توست...

 


پـر از یاد تـــو پــــر خاطـــره...

چشــام هرشب از نبــودت پــره...

اگـــه قـلب مــن واســت میزنــه،اگــه بــی چشــات دلـــم میـــشکنه...

«خـــداحافظ تـو با ایـــنکه هنـــوزم میمیــرم برات،خـــداحافظ تـو میســوزونـدم آتیــش خاطــرات،خـــداحافظ تـو تا قلـــبم به تنـــهایی عــادت کنه تـا اشـکم به چـــشمم خیانــت کنــه»

««خـــداحافظ تــــو »»


بگذار شعرهایم بروند به جهنم!!

وقتی هیچ کدامشان٬

تو را به من باز نمی گردانند...

 

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢۳ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


تـــو را دوست میدارم . . .
چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا ! ؟
یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت!
یـا چطـور شـد که . . .!
چه فـــــــــــــــرق میکـند ؟!
وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . .
که نمـى کـــــــــنى !!
و من بــایـد فـرامـــــــــوش کــنم . . .
کـه نمـــــى کـــــنم !!!


همش بهم میگن شاید حکمتی داره
شاید قسمتت اینه
خدایااااااااااااااااااااا
چرا معنی این حکمت و قسمت رو نمیفهمم
چرا کسی رو که دوست دارم حکمتش اینه که نداشته باشمش
اگه حکمت اینه که نداشته باشمش
چرا قسمتم شده که دوسش داشته باشم

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


من پربغضم ولی انگارکسی اشکامو نمیبینه
ازدلتم انتظاری نیست که به کنارم نمیشینه
طاقت روزای تنهایی وقتیکه ایستاده این ساعت
به تمام بی وفایی ها میدونم من میکنم عادت
پابه پای گفتنی های دیوارای خونه میشینم
وقتیکه دلتنگ تو میشم چندتاازعکساتو میبینم
تازه باورمیکنم تنهام چشم تو این قصه رومیگه
سایه ی دیوارمجبوری میگه برم بایکی دیگه
ولی نمیتونم ازتو مثل تو از خودم دورشم
باکسی نمیمونم حتی اگه مثل تو مجبورشم
ماازهم خیلی ساده جداشدیم گناه ماچی بود
توکه گفتی تنها میمونی پس بگو اون غریبه کی بود
که باتو انقد یکی بودتوی نگاهش سادگی بود
میمردم وقتیکه میدیدم حرفات از دلدادگی بود
 تو بگو اون غریبه کی بود........

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


امشب برای پنجمین بار گوشیمو بر میدارم تا اس ام اس شب بخیر رو بدم. یادت هست هر شب راس 11 شب بخیر را می فرستادم تا همان موقع زنگ بزنی کلی بخندی و بگویی خواب آلو تازه 11 ست. چقدر حیف که دیگر تو نیستی تا شب بخیرت بهترین شب بخیر شبهایم شود




... هر جا که هستی امیدوارم در آرامش بخوابی من شبهایی طولانی هست که دیگر 11 نمی خوابم


+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()

امسالم مثل هر سال بدون تو تموم شد.... امسالم گذشتو مثل هر سال حروم شد.....

 امسالم مثل هر سال نیومدی تو پیشم....

کمکم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم.... خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم تو کنج اتاقم هی عکساتو ببینم

خسته شدمو میخوام یادم بره هستم من از همه دنیا دلگیرمو خسته م

این عیدو نمیخوام من عیدی ندارم این عید واسه من روز عذابه

عیدم مثل هر روز... هر روز مثل دیروز .... من حال دلم خیلی خرابه

احساس میکنم دارم دق میکنم اینجا این خونه یه زندونه   دق مرگ شدمو میخوام این دنیا نباشه

احساس میکنم دیگه هیچ راهی ندارم من موندمو تنهایی با این دل زارم

میسوزمو میسازم من هیچی نمیگم اما عزیزم عیدو تبریک به تو میگم

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()



روی دیوار

روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو

چشــــم می کشم و دهانی که بخندد

به این همه تنهایی و انتـــظار ...

این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ

و تکه ذغالی که خطــــ می کشد

نیامدنتـــــــــ را ...

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/٩ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()


این آخرین بارم بود.

“با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج تاریکخانه قلبم برای همیشه نگاه میدارم،

تا یادم باشد تاریکیِ خانه قلبم از بی عشقی نبود.

از اعتماد بود.

دیگر…

بازگشتت را…

انتظار نمیکشم…

برو به سلامت

 


خسته ام ....
خسته تر از تمام خستگی هایم ...
بسان بیابان خشکی که خو گرفته باشد به خشکسالی
و در خواب هم ندیده باشد خنکای آب را

بسان خاری بی تصور باران .
... خسته ام ....
مرا با من رها کنید اگر باران نیستید

 

72427


من!
عاشق نیستم...
فقط گاهی ، حرف تو که می شود، دلم مثل اینکه تب کند!!
گرم و سرد می شود...
توی سینه ام چنگ می زند...
آب می شود... تنگ می شود ..

 

+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ نويسنده ΛlI نظرات ()