دستامو رها کن...


تورو محض لحظه هامون ، نشه باورت یه روزی دوست ندارم ، بخدا گفتم اینو به سختی.
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم داری اب میشی میمیری اینو از همه شنیدم.
دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی ، از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی.
تو که تنها نمیمونی من تنهارو دعا کن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن.


 

/ 75 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

شدم مجنون چرا لیلی نگشتی چرا ای بیوفا قلبم شکستی چه بد کردم به تو آخر خدایا چرا اینجا مرا تنها گذاشتی

باران

علی مگه من دوباره نیومدم آدرس جدیدمو دادم بهت؟ تازگیا اصن تعطیل شده آی کیوم فک کنم! همش به خاطر آهنگاییه که گوش میدم[نیشخند]

اون دختره

پاشو بيااااااااااااااااااااااااااااااا آپم... از اين به بعد زود زودتر به اين دختره ي ناز سر بزناااااااااااا

nobody

من بر اینم که سزاوار قدم های تو باشم که بیایی شاید،تو بر آنی که قدمهایت به کوی من بیچاره نیفتد به غلط...

بهار

[گل][گل][گل] بهارم...اما تنها با تو حال و هوایم بهاری میشود [گل][گل][گل] سلامممم بــــــــــــروزم و منتظر حضور گرم شما[گل]

☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠

انجا,هنوز هوای دلت بی رنگ است؟! انجا,هنوز خاطره ای از من هست؟! اینجا,هوا ابریست! اینجا,مرگ مترسکی ,حتمی است! اینجا,چشمان همیشه منتظرم, پر از اشک است! اینجا,دلی سال ها اسیر دل تنگی است! انجا,هنوز هم به یادم هستی؟! انجا,هنوز ,مترسک باز هستی؟! انجا هنوز به فکر برگشتن هستی؟! نه... اینجا,دیگر کسی به انتظار تو نیست! اینجا,دیگر دلی, هوس باز تو نیست! همان جا که هستی, بمان! اینجا,دیگر مترسکی در کار نیست! [گل][ناراحت]

منا

بیت آخرش از همه جاش قشنگ تره.