ســکــــــوت...


شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟

به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم؟ مگه کیه؟ مگه واسم چیکار کرده؟ مگه چی داره که از همه بهتر باشه؟ ...

اصلاً من که خیلی از اون بهترم.... بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی؟ یهو، یه چیزی یادت میاد.... یه چیز ِ خیلی کوچیک.... یه خاطره.... یه حرف.... یه لبخند.... یه نگاه.... و بعد.... همین.... همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که نمی تونی فراموشش کنی
 


از یک جایی به بعد ...
دیگه نه دست و پا می زنی نه بال بال میزنی ...
نه دل دل میکنی نه داد و بیداد میکنی ...
نه گریه میکنی نه مشتتو میکوبی تو دیوار
نه سرتو میزنی به دیوار نه...
از یه جایی به بعد...
فقط سکوت میکنی!!!!...

 

 

/ 13 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضیه

دیگر شانه هایم تاب تحمل خستگی هایم را ندارد دیگر آنقدر بغضم سنگین شده است که توان گریستن هم نیست

مرضیه

دست در دست عشق..پا به پای ثانیه ها و..به سادگی تمام سادگی هایم برای همنفس شدم با بودنت هم بازی خیال شدم..دیدی انتها قصه با تو بودنم چه شد؟!دلم دل به غصه سپرد و چشمانم عاشق انتظار گشت... تو که بلد نبودی دوست بداری پس چرا هم بازی دلم شدی؟!

СЗГιИЗ

سکوت قشنگ تریت شکل دلتنگیه ... ژرف ترین نماد بلوغه ... سکوت محکم ترین سند اثبات وجودیت ِ .....

ستاره

دیوانه ام می كند ...! فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند ! لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان

ستاره

هی کافه چی..! دستور بده سیگار بیاورند و پاسور هم.. و مردها را دور میز من جمع کن بگو بنوازند . . . شایـــــــــــــــــد غیرتیـــــــــــ شد و برگشتـ

ستاره

میخواستم ببوسمش بگذارمش کنار ! ... نشد بگذارمش کنار ؛ اما بوسیدمش .. !

ستاره

باغ هم اگــر باشی... تنــها باشی.. سبز نمی مانی

ستاره

قطار می‌رود تو می‌روی تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام كه سال‌های سال در انتظار تو كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام و همچنان به نرده‌های ایستگاهِ رفته تكیه داده‌ام!

عاطفه

سیاهی زیر چشمانم را دوست دارم ردپای رفتنش است که مانده..!