روزهایم می گذرند


من خوبم
روزهام می گذرند
صبح بیدار میشوم به خواب شب قبل فکر می کنم...
لبخند می زنم
به تو فکر می کنم
... ...
به خاطره هایمان...
هر روز امسال را با روزهای سال قبل مقایسه می کنم...
لبخند می زنم و تو را می بینم که در دریای افکارم غرق می شوی
...
شب است ٰ
به بالین می روم آنقدر به تو فکر می کنم تا بیداری از رو برود
...
امروز روز تازه ایست
من خوبم
روزهایم می گذرند و من هنوز لبخند می زنم

...
این از احوال من بود که پرسیده بودی!
اگه سوال دیگه ای هم داری بپرس

/ 82 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یگانه

____________$$$$$$$______$$$$$$$$$ __________$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$__$$$$ _________$$$$$$$$$$$$$? ?$$$$$$$$$__$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ __________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ ____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ _______________$$$$$$$$$$$$$$$$$ _________________$$$$$$$$$$$$$ ____________________$$? ?$$ ______________________$$$ منتظرتم عزیزم بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاي تاهاي

nobody

نمی دانم دل به کسی بستم که مسافر بود یا مسافر شد کسی که دل به او بستم...

nobody

من ، تو ، ما ، یادت هست! تمام شد؟ حالا تو ، او ، شما ... من هم به سلامت...

بشار

باغبانی پیرم که به غیر از گل ها از همه دلگیرم کوله ام غرق غم است آدم خوب کم است عده ای بی خردند عده ای کور و کرند و گروهی پکرند دلم از این همه بد میگیرد و چه خوب است که آخر آدمی می میرد ...

مــریـــم

[گل] به دستهایم می نگـــــــــرم و خالی ِ انگشتانـــــــــم که می گویــــد: تو رفته ای و من بیهـــــــوده به انتهای یاد تــــــــــو در باران خیره مانــــده ام! دوبــــاره تنگـــــــــــ می شود دلـــــــــــم . . . ! [گل] کجــــــــــــــایــــی ؟!؟[ناراحت]

الهام

فدایی داری به خدا ولی چرا اینقد کم پیدایی[افسوس]

الهام

[بغل]مرررررررررررسی که اومدی داداشی

شیما

بسیار زیبا وعمیق ودوست داشتنی ممنونم.

شیما

همه بشرند اما فقط بعضی ها انسان اند... (دکتر شریعتی)

СЗГιИЗ

مدتی با خود اندیشیدم که حتما او را به فراموشی خواهم سپرد روزها گذشتند و زخم دلم نه تنها تازه نشد که عمیق تر شد با هر بار دیدنش با هر بار شنیدنش فکر میکردم می توانم او را پاک کنم اما نشد درست مثل تو که هرروز لبخند می زنی من هم هرروز التماس خداوند می کنم که ذره ای به من فراموشی ببخشاید اما گویا روزها تاوان عاشقی هایش را از من می گیرند!