حرفام رو میشنوی ؟


خدایا ... خسته ام... دلگیرم
هرچه فکر میکنم هیچ پناهی جز تو ندارم..
نمیدانم..
به گمانم صدایم را نمی شنوی..
اگر می شنیدی تو هم به گریه می افتادی..
و خودت می آمدی ومرا در آغوش می گرفتی

/ 59 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آمیتیست

روزگــــــار ؛ نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره ی من بازهم صفـر می شود هَنـــــــوز نبودنت را یاد نگرفته ام

آمیتیست

هنـــوز دروغ هایــﭞ را در گنجهـ دارم گــــاهــے ... بــاورشـــاﻥ میکنــم و بــــــاز ... عاشقــﭞ مے شـــوم !!!

آمیتیست

من به انداز چشمان تو غمگین ماندم و اندازه هر برق نگاهت نگران . . . تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . .

آمیتیست

دست به صورتم نزن ! می ترسم بیفتد . . . نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . . سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . . و باز من بمانم و تنهایی

آمیتیست

اگه دیدی طرف مقابلت باهات راه نمیاد ، شک نکن خسته است ؛ چون داره با یکی دیگه چهار نعل می‌ تازه !

آمیتیست

آدم هاي خوب همان آدم هاي بدي هستند که هنوز لو نرفته اند...!!

sara

kolan hame web"t Like[بغل]

sara

kolan hame web"t Like[بغل]

منا

شاید تو آغوش خداییم و نمی دانیم. گفتگوی قشنگی بود.