خدایا نجاتم بده...



دوباره از خواب می‌پرم خواب یا کابوس دقیق نمی دونم. دوباره چشامو می بندم و از همه چی گذر می کنم . چشمامو باز می کنم جسمم سنگینه و نمی تونم تکونش بدم کرخت می افتم دلم یک تیغ، کمی طناب مقدار زیادی قرص می خواد.......................
دلم چی شد؟ آرزوهام و امیدهام چی شد؟ اون پسر پرطراوت و شاداب چی شد دلم می خواد فریاد بزنم و از یکی بپرسم چی شد؟ اما....
بی رمق تر از قبل روی تخت می ا...فتم دستمو می برم روی میز کنار تختم و یه مشت قرص های خواب آور و با مقداری آب روانه جسم خستم می کنم
شاید دوباره خوابم ببره
دنیا رو چه دیدی شاید خدا دلش برام بسوزه و منو تو همین خوابهای همیشگیم و تو همین بی خبری هام نجات بده

/ 21 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کسرا

من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم: هردو شکستیم...تو قلب مرا،من غرورم را...هر دو رقصیدیم...توبا دیگری، من با سازهای تو...هردو بازی کردیم، توبامن، من با سرنوشتم...و در آخر هردو پی بردیم...تو به "حماقت" من، من به "پست" بودن تو...آری این شباهت های متفاوت هرروز آشکارتر میشود...!!!

alonegirle2

دلتنگی های من به تو رفته اند ، آرام می آيند ، در سينه می نشينند ، ديگر نمی روند

alonegirle2

سلام من چند روزی رفته بودم کرج خونه نبودم ببخش مرسی که نرفتی

tina

به تو که فکر می کنم همه ی فعل هایم ماضی اند, ماضی بعید... ماضی خیلی خیلی بعید... کمی نزدیک تر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده مرسی وبت خیلی خوبه

nobody

قرارمان همان جای همیشگی فقط این بار تو هم بیا...!!!

منا

چقدر متن غمگینی بود.

اتی اسایش

[ناراحت]

مرضیه

تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر ... هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند...؟

شب بو

چه تلخ کام کردی روزم رو...چه نگران...چه دست و پا بسته می آیم ...می خوانم...می روم...چه نا امیدانه دست کشیدی و کشیدم از رویاها...امیدها...چه دلسرد و گرخت...نه...من رویای شبز هم دارم...رویایی رویش...برای تو ...برای خودم

شب بو

چه تلخ کام کردی روزم رو...چه نگران...چه دست و پا بسته می آیم ...می خوانم...می روم...چه نا امیدانه دست کشیدی و کشیدم از رویاها...امیدها...چه دلسرد و گرخت...نه...من رویای سبز هم دارم...رویایی رویش...برای تو ...برای خودم